راه بزرگان

راه بزرگان

راه بزرگان

همیشه برای رسیدن به موفقیت یه قانون نانوشته وجود داره. اون قانون رفتن راه بزرگان موفقیت هست. یعنی مسیری که یک نفر رفته و الان به عنوان یک فرد موفق شناخته میشه رو باید بری. البته نه اینکه فقط همین راه وجود داشته باشه، ولی یکی از بهترین مسیرها برای رسیدن به موفقیته.

در واقع مسیری که قبلاً کسی اون رو رفته بهترین نشونه موفقیت در اون مسیره. البته  بازم میگم، نشونه است. یعنی شاید این مسیر برای این شخص جواب داده، ولی برای شما ممکنه جواب نده. ممکنه اگه شما هم این مسیر رو حرکت کنید به جواب مورد نظر نرسید.

با این وجود بازم میشه از راه بزرگان درس گرفت و در اون قدم برداشت. مسیری که قبلاً در اون تردد انجام شده تا حد زیادی راحتتر میشه الان درون راه رفت. خیلی از مشکلاتش رو حل کردن. البته اگر مثل مقاله ای که در مورد شیب نوشتم، نخوان برات مانع ایجاد کنند.

زندگی نامه

یکی از مسیرهایی که به راه بزرگان ختم میشه، خواندن زندگی نامه اونها هست. یه عالمه کتاب از زندگی نامه بزرگان وجود داره که راه و روش زندگی بزرگان رو نمایش میده. از موفقیت و عوامل اون برامون صحبت میکنه. نشونمون میده چه مسیری برای رسیدن وجود داره.

تعریف موفقیت از دیدگاه افراد مختلف متفاوته. اینکه چطور میشه به یه نفر موفق گفت، خودش دنیایی از کلمات و تعاریف رو در بر میگیره.

تعریف موفقیت

از دید هر شخصی میشه موفقیت رو به گونه ای معنا کرد.

از دید یه کارمند موفقیت میتونه ارتقا شغلی در سازمانی باشه که کار میکنه.

از دید یک بازار، موفقیت میتونه مدیر فروش شدن و یا مدیر عامل شدن در شرکتی باشه که در اون مشغول به کاره.

از دید یه تاجر موفقیت میتونه عقد یه قرارداد پر سود باشه و یا پیدا کردن یه مسیر معاملاتی جدید. رسیدن به یک بازار پر منفعت هم یه دنیا موفقیت رو براش در پی داره.

از نگاه یک نویسنده موفقیت شاید نوشتن پرفروش ترین کتاب سال باشه.

از نگاه یک کنکوری، قبولی توی رشته و دانشگاه مورد علاقه اش. و کلی دیدگاه و نظر دیگه که هر کدومشون میتونه موفقیت منظور بشه.

از دیدگاه شما

اما موفقیت از دیدگاه شما چیه؟ رسیدن به چه هدفی شما رو موفق میکنه؟ منظور من موفقیتی هست که احساس رضایت و شادی رو در ما بوجود بیاره. نه اینکه از نظر دیگران موفقیت خطاب بشه.

مثلاً اگر من امسال هدفم نوشتن ۴ کتاب باشه و تا پایان سال تنها ۲ کتاب نوشته باشم، از دو دیدگاه موفقیت رو در این حالت میشه بررسی کرد.

اولی از دید مردم: احتمالاً با خودشون میگن این شخص آدم موفقیه چون دو تا کتاب نوشته.

دومی از دید خودم: از دید خودم من به موفقیت نرسیدم. لااقل به موفقیت کامل نرسیدم. چون هدف من برای موفقیت تألیف ۴ کتاب بوده و الان فقط ۲ کتاب نوشتم.

این رو میشه ماجرای موفقیت در نظر گرفت. یعنی با توجه به ادراک و دید هر شخصی میتونه متفاوت باشه. از دید یه نفر عادی، یه دکتر، یه کارمند و … .

آدمهای موفق

حالا که متوجه شدیم منظور از موفقیت چیه، میخوام یه پیشنهاد عالی برای رسیدن به موفقیت بدم. اینکه اول ببینیم هدفمون چیه؟ رسالتمون در زندگی چی هست؟ چه باورها و ارزشهایی در زندگیمون داریم؟  و در آخر اینکه در چه صورتی خودم رو انسان موفقی خواهم دونست؟

حالا میریم سراغ الگوهای موفقیت. کسانیکه از دیدگاه ما انسانهای موفقی هستند. یعنی باورها و ارزشهاشون برای ما هم قابل اجراست و اونها رو ارزش میدونیم. یه جورایی بهتره بگم تعریف موفقیت برای هردومون یکیه.

با بررسی زندگی این افراد و حرکت در مسیر این افراد، میشه به موفقیت رسید. در واقع با الگوبرداری از مسیر بزرگان که توسط اونها طی شده، میشه به موفقیتی که درموردش صحبت میکنیم رسید.

جمع بندی

با این صحبتهایی که شد، باید دید موفقیت از دید ما چی هست؟ بعدش در راه بزرگان قدم برداریم و به سمت موفق شدن حرکت کنیم. البته در این مسیر بایستی سمج باشیم و به شدت به هدفمون چنگ بزنیم.

براتون آرزو میکنم به موفقیت برسید.

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *